عاشق ولایت
 
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد .

گفتاری از شهید مدافع حرم

مصطفی صدرزاده 

« سخنان مقام معظم رهبری را حتما گوش کنید، قلب شما را بیدار می کند و راه درست را نشانتان می دهد »

 

پ.ن :

تفاوت ما و شهدا در این است... شهدا دفاع مقدس را پیرجماران بیدار کرد و مدافعان حرم را امام خامنه ای... اما چه کنیم که ما خفتگان در غفلت هستیم... شاید هم خودمان را به خواب زده ایم و نمیخواهیم بیدار شویم...





طبقه بندی: سیاسی،  شهدا،  ولایت فقیه،  مذهبی ـ اجتماعی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان 1394 توسط عمار

شهادت هدیه ای است از جانب خداوند برای آن کسانی که لایق هستند

                                                                                     امام خامنه ای (حفظه الله)






طبقه بندی: شهدا،  مذهبی ـ اجتماعی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 شهریور 1394 توسط عمار

بهشتی فقط یك نام نیست كه هر سال در هفتم تیر از او تجلیل كنیم و او را بستاییم، بلكه یك فرهنگ و قاموس است. فرهنگی كه در لحظه لحظه سرافرازی این ملت، نقشی سترگ و در صحنه صحنه این انقلاب حضوری برجسته دارد.

مكتب بهشتی چون خونی تازه و جوشان در شریان های پیكره حیات معنوی این نهضت حسینی، جاری است.

بقای بهشتی مدیون مظلومیت اوست. همان مظلومیت كه خمینی كبیر درباره اش قریب به مضمون فرمود: «چیزی كه شهادت شهید بهشتی در برابر آن ناچیز است، مظلومیت اوست .»

یاد سید و سالار شهیدان انقلاب، شهید مظلوم، دكتر بهشتی و یاران باوفا و همراهان باصفای او كه جانشان را بر سر عهد و پیمانشان با خدای بزرگ نهادند و جاودانه شدند، همیشه گرامی باد.

می خواستم از تو گویم این بار سرود

دیدم كه فراتری از این شعر فرود

خاموش شدم از آنكه جاری می شد

از دیده دو رود و بر لبم نیز درود

***

در محفل عاشقان فرزانه و مست

می گشت سبوی كربلا دست به دست

ناگاه ز خیل ناكسان، دستی پست

هفتاد و دو پیمانه به یك سنگ شكست *

 

* برگرفته از سایت مرکز پژوهشهای صدا وسیما





طبقه بندی: سیاسی،  شهدا، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 تیر 1394 توسط عمار
http://www.uplooder.net/

سلام
شهدا ما رو هم قابل دانستند تا تو چالش باشیم ...
شما هم دعوتید...
شهید وزوایی رو دوست دارم تا همیشه یادم باشه هر چقدر هم باسواد باشم و دانشمند در لحظه دفاع از اسلام برام مهم نباشه!
شهید همت و شهید زین الدین عاشقشون هستم تا یادم باشه با حسین بودن یعنی چی!
شهید باقری رو به خاطر کارهای اطلاعاتیش دوسش دارم!
پ.ن : هرکدام از دوستان که مایل هستند میتواند تو چالش باشند




طبقه بندی: شهدا، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط عمار
خوش غیرت کجایی ؟
با انصاف
چه وقت پرکشیدن به افق بود
دارند به عکس بالای سرت میخندند
جان هرکس که دوست داری زودتر برگرد
بیا و یکی از آن سیلی های معروفت را
بزن به گوش غفلت ما
حاج احمد
کاک احمد
برادر متوسلیان
تو مگر حاضر نبودی هزار بار بمیری
تا لحظه ای لبخند از لبان پیر جماران نیفتد ؟!
خوش غیرت
دشمن نبودنت را مغتنم شمرده
ماها از ولایت مداری فعلا فقط لبیک یا امامش را بلدیم
بیا و فرماندهی کن ما را در این پاتک اعتقادی
بیا و یک تنه جمع کن بساط ضدانقلاب و معاند را
جان عزیزت محمد ابراهیم همت را هم بیاور
به همت بگو همتمان کم شده
رضا دستواره را بیاوری بد نیست
سر راهت به دهلاویه برو
یک ندایی هم به دکتر چمران بده
گوشه ی کانال اگر پیدا کردی ابراهیم هادی را
خبر را به گوشش برسان
راستی از مهدی باکری خبری داری ؟
به او هم بگو بیاید
به برادر خرازی سلام برسان
بگو جایش عجیب خالی ست
تا یادم نرفته بگویم
عبدالحمید دیالمه را حتما بیاور
التقاط زمین گیرمان کرده
به نفس گرم او برای هدایت ساده لوح های جبهه ی خودی نیازمندیم
به زین الدین بگو دینمان در خطر است
به صیاد بگو صید روزمرگی شده ایم
راستی سید مرتضی را دیدی بگو دوربینش را بیاورد
یک مستند بسازد از ما بنام روایت غفلت
به حسن باقری بگو در این جنگ نابرابر تاکتیک نداریم
فقط علی اکبر شیرودی چیزی نفهمد
اگر بفهمد واویلاست
میمرد برای خمینی
شاهرخ ضرغام را حتما خبر کن
بگو به خمینی ای که روی سینه ات خالکوبی کردی میخندند
راستی
حاج احمد اصلا میدانی موبایل چیست ؟
تا حالا با وایبر و واتس آپ کار کرده ای ؟
بیخیال برادر
همان بیسیمت را بیاور
من آخرین نسخه ی اندروید را رویش نصب میکنم
فقط خواهشا به نیروهایت دستور بده آن تندروی هایی که در مریوان و پاوه و فکه و خرمشهر و شلمچه کردند در فضای مجازی نکنند
اینجا آداب خودش را دارد
باید همه چیز را با گفتگو حل کنید
حاج احمد
تلفات زیاد داده ایم
مسامحه و غفلت امانمان را بریده
دغدغه ی لایک و فرند سرمان را گرم کرده
عده ای به اسم جذب حداکثری حداقل اعتقاداتشان را به حراج گذاشته اند
تو را بخدا برگرد
خدا را چه دیده ای
شاید در این مخمصه ای که گیر کرده ایم
تو و رفقایت به دادمان رسیدید
نقطه
سرخط

 وصیت یک شهید15 ساله :

« پیکرم را به خاک ، روحم را به خدا ، و راهم را به آیندگان می سپارم »

الان ما کجاییم ؟؟




طبقه بندی: شهدا،  مذهبی ـ اجتماعی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 شهریور 1393 توسط عمار

عاقبت زیادی دعا کردن

سرش می‌رفت نماز شبش نمی‌رفت. هر ساعتی پا میشدیم در حال راز و نیاز و سوز و گداز بود.

با بچه‌ها صحبت كردیم. باید یه فكر چاره‌ای می‌افتادیم، راستش حسودیمون می‌شد.

ما نماز صبح را هم زورمان می‌اومد بخونیم، اون وقت او نافله بجا می‌آورد.

تصمیممون رو عملی كردیم.

در فرصتی كه به خواب عمیقی فرو رفته بود، یك پای او را به جعبه‌ی مهمات كه پر از ظرف قاشق و چنگال بود گره زدیم ، بنده ی خدا از همه جا بی‌خبر، نیمه شب از جاش بلند میشه كه بره تجدید وضو كنه، تمام اون وسایل كه به هیچ چیز گیر نبود، با یه اشاره‌ای افتاد رو دستو پاش تا به خودش بجنبه از سر و صدا همه سراسیمه از جا پاشدیم و خودمون رو زدیم به بی‌خبری :

بابا نصف شبی معلومه چه كار می‌كنی؟

چرا مردم‌آزاری می‌كنی آخه؟

آخه این چه نمازی شبیِ كه می‌خونی؟ و از این حرف‌ها...!

___________________________

كتاب فرهنگ جبهه





طبقه بندی: شهدا، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 تیر 1393 توسط عمار

وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آمده بودند برای مصاحبه و در واقع مانور قدرت و استفاده تبلیغاتی .

نوبت به یکی از بچه های زرنگ گردان رسیده بود

یکی از مأموران پرسید:

- پسر جان اسمت چیه؟

- عباس.

- اهل کجا هستی؟

- بندرعباس.

- اسم پدرت چیه؟

- به او می گویند حاج عباس!

گویا که طرف بویی از قضیه برده بود پرسید:

- کجا اسیر شدی؟

- دشت عباس!

افسر عراقی که اطمینان پیدا کرده بود طرف دستش انداخته و نمی خواهد حرف بزند به ساق پاش زد و گفت:

- دروغ میگی!

و او که خودش رو به موش مردگی زده بود با تظاهر به گریه کردن گفت:

- نه به حضرت عباس!





طبقه بندی: شهدا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 تیر 1393 توسط عمار
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic